روز شمار غربت ... شروعـی دوباره ....ســـرنوشت را از ســــر خواهم نوشت

یه وقتایی فک میکردم حالا که برگشتم ایران اسمه وبلاگم رو عوض کنم ..... ولی انگاری باز باید این اسم بمونه و ...........

چند روزی هست خیلی مرددم تو یه تصمیم نه تو سه تا تصمیم .... رفتن به غربت یا موندن و شروع زندگی مستقل و خط کشیدن دوره تموم چیزایی که آرزومـــه ........... یا رفتن به یه شهره دیگه ..... ولی غربت از همه بهتره .....

نمیدونم امیدوارم تصمیمی نگیرم که سه ساله دیگه بیشتر از امشب بخوام اشک بریزم .....

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط غزال نظرات () |

خواهر کوچیکه رفتارش یه موقع هایی عجیبه .... مامان رو کفری میکنه این رفتار ... یه وقتایی مثه امشب به اوج میرســـه .... استرس من رو میبره بالا ... آرامشم رو میگیره .... دلم میخوادد برم جایی که رفتاره یه نفر یه رفتاره خیلی ساده باعثه سلبه ارامشم نشه .... به ماهرخ میل میزنم میگم قدر زندگی مجردیت رو بدون ... حتی اگه هم اتاقیت اذیتت کنه ... وضو میگیرم نماز میخونم .... با خدا حرف میزنم ....

دوست دارم بخوابم ولی حسه خواب ندارم علیرغم خستگیم ... یادداشتهای ساله قبل رو میخونم ... خصوصی هستن بیشتره نوشته هام ... میرسم به ساله قبل همین روزا عینه فیلم یادم هست مو به مو ....

میرسم به متنه پایین .... یه حسی درونم میگه کاش .......

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم ...


نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط غزال نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط غزال نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط غزال نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط غزال نظرات () |

Design By : nightSelect.com