مرداد نیمه ابری ....

وقتی هوا ابریه انگاری دنیا حسه من متفاوته حس میکنم عالی هستم .... کافیه یه دونه ابر بالای سرم باشه همین کفایت میکنه ....

صبح اوله هفته شارژ میرم شرکت .... رئیس میره رو ذهنم .... هرچی میخوام صبور باشم نیمشه .... منم بهش کم محلی میکنم نیشخند

.

وقتی شب توی فیس یه عکسه جدید میبینم انگاری محـــــــــــــو میشم .... بی نهایت میرم توی رویا ....

مجنونه نگاتم .... دیوونه چشاتـــــــــم

.

به فکره یه افطاری هستم .... اول هماهنگی میکنم و بعد رزرو میکنم ..... برای سه شنبه اهالی رو به همراه داداشی افطاری دعوت میکنم ... حس میکنم همه خوشحال میشن .... به خصوص مامان که شاید کودکانش حس میکنم خستگی رو از تنم درمیاره ....

.

باید کمی تغییر دک.راسیون تو خودم بدم .... یعنی خرید .... دلم خرید میخواد هوارتااااااااااااا .....

دلم یواشکی میخواد ... اس ام اس بازی که همه و همه با چاشنی استرسه شیرینه زیرپوستی همراه باشه .....

.

امروز به ماهرخ میگم اون مساله که جند شب قبل صحبت کردیم هست .... انرژی یادت نره ....

.

جالبه راحله هم برای نهم آبان اماده هست نیشخندچشمک

.

چندتایی عکس آپلود میکنم تو فــــیــس ..... کلی حرف میشه با دوستای مشترک و دنیا حسه ملس که واقعن شیرین هستن

** پی نوشت ------ یه چیزه خوبه دیشب همون مراسم طالع بینی خونی بودن .... داداشی میخونه و برای هر کی رو تعبیرم میکنه انگاری داره فاله حافظ میگیره .... من ماله خودم رو قبل تر خونده بودم و لی اشتیاقه جمع رو دوست داشتم ....

خدایااااااااااااااااااااا ممنونتم

/ 1 نظر / 7 بازدید
راحله

[هورا][هورا][دست][دست]