میدانم ...

خسته هستم میخوام بخوابم ولی کمی وبگردی میکنم دلم  وبلاگ جدید میخواد ... به یه وب برمیخورم با یه متن .... متنی که حس میکنم خیلی حرف داره متنش .... میخوام بنویسمش اینجا بعد میگم نه ... بعد میگم وبه خودم هست بزار حسه الانم رو بنویسم ...

میدانم    ……..

میدانم وقتی از من میگذشتی چه حسی داشتی

میدانم..........

میدانم وقتی آخرین صدای قلبم را می شنیدی باخودت چه میگفتی .....

میدانم وقتی نگاه مضطرب و پریشان مرا دیدی باخودت چه اندیشیدی

این را هم میدانم وقتی آرام بدون هیچ پرسشی ازت دور میشدم  باخودت گفتی : چه لذتی دارد آزادی

همه را میدانم و بدتر ازاین را هم میدانم که وقتی التماست میکردم به خودت می بالیدی وته دلت بلند بلند بر سادگیم میخندیدیوبرزخی را برای ابد هدیه کردی

 

/ 0 نظر / 4 بازدید