روز مه آلوده من ....

** مینویسم تاامروز فک میکردم وجدان داری .... جواب میده موضوع رو نمیدونی .....  برام پست شد ولی ته دلم هنوز یه چیز دیگه میگه..... به بهوونه اینکه خستم لحافم رو برمیدارم و میرم بالا بخوابم .... کمی با تداعی حرف میزنم ....
حس میکنم شب بدی هست .....ولی بالاخرهر صبح میشه
.
.
امروز روز بدی بود .... گلی جریان رو میدونه .... اتفاق دیروز رو براش تعریف میکنم .... چشمام میشه پر از اشک ..... یه موقع هایی اشکام میاد پایین میتونم پاک کنم ولی یه وقتایی هم اینقدر پشت هم هستن مجبورم برم بیرون از اتاق .....
یاد صحبتای دیروز میافتم باز دلم میشکــــنه .....
جالب بود امروز سوار هر تاکسی شدم آهنگاش غمگین بودن .... هنوز انگاری شوک دیروز ازم بیرون نرفته ..... شب موقع برگشت تو ماشین این آهنگ بود یه هویی میبینم اشکام ریز داره میاد .....
** برام میل میاد تورهای اخر هفته ..... یهویی میبینم قیمتا خوبه .... میبینم مشهد هم هست ..... نمیدونم چی میشه که به باباینا میگم من  چهارشنبه میرم مشــــهد و ..... دلم به این سفر نیاز داشت .... بشینم راحت گریه کنم بدون نگرانی اینکه مامان از داداشی بپرسه چرا این چشماش قرمزه ............. مرسی امام رضا که طلبیدی
انگاری من زیادی ام
دیگه واسه تو عادی ام
دیگه منو دوست نداری
بگو واسه تو من چی ام
چرا فرق نداره
بود و نبود من برات
دیگه تمومه عشقمون
حرفی نمونده تو چشات
می خوام برم از پیش تو
ازم نمی خوای بمونم
دوستم نداری به خدا
دوستم نداری می دونم
چرا برات فرق نداره
بهم نمی گی که نرو
اونی که تنهات می ذاره
هنوز دوستت داره تو رو
انگاری از گذشته مون
از اون دل شکسته مون
چیزی یادت نمونده و
دلت می خواد بگی برو
دیگه بازی بسه
می رم بدونی عاشقم
دیگه تو راحتی گلم
تمومه من دارم می رم
می خوام برم از پیش تو
ازم نمی خوای بمونم
دوستم نداری به خدا
دوستم نداری می دونم
چرا برات فرق نداره
بهم نمی گی که نرو
اونی که تنهات می ذاره
هنوز دوستت داره تو رو
/ 0 نظر / 3 بازدید