ای دل خودت رو نــگه دار ....

** دیروز عصری رفتیم پارک ساعــی اولش بارون ملایم بود و خیلی عالی بود و اونم برای من بعد این همه مدت .... نزدیکای یه دوساعتی راه رفتیم ... یه جایی که بارون خیلی شدید شد یاد روزی افتادم که با دوست نپالیم تو دوران تحصیل رفتم بیرون و بعد جدا شدن از اون کلی برای خودم تو پارم دمه خونشون راه رفته بودم ....

بعدشم شام میریم بوف ...

** یه دوست وبلاگی داشتم خب خونه میدونستن باهاش خیلی دوستم به خصوص چندباری که خونشون رفته بودم .... یه بارم بابا من رو برده بود .... اسمش جزو دوستایی بود که میخواستم دعوتش کنم ولی خب الان خط خورده .... انگاری همین میشه دلیل که یهویی دیشب مامان بدون هیچ مقدمه ای بپرسه بابات میگه دلیل اینکه غزال با ** قهره چیه ؟؟؟؟ یهویی میمونم واقعن نمیدونم چی جواب بدم .... میگم هیچی دلیله خاصــی نداشت ... خب یه ارتباطایی که نباید همیشگی باشه .... اون خودش نخواست و منم طبعن دلیلی برای ادامه ندیدم .... میدونم بابا جوابم براش قانع کننده نبود !!!!

** ماهرخ دنباله یه مطلب برای تزش میگرده ... تو اولین سرچم براش پیدا میکنم .... میگه من سه روزه میزنم پیدا نمیکنم چی شد یهویی تو تونستی عینه همونی که میخواستم رو پیدا کنی از خود راضینیشخند

** با خواهری شب میریم تو کوچه های اطراف قدم میزنیم .... خب بعضی از خونه ها شیک بودن ... دوستشون داشتم .... هوا خیلی سرد بود ولی انگاری قدم زدن برای یه عده قابل هضم نبود ........ یه ساعت و نیم قدم میزنیم اونم تو هوای سرد .........

** دارم از بین آهنگایی که دارم یه سری رو انتخاب میکنم هم برای نت بوکم هم برای ام پی تریم .... میرسم به این آهنگ و جمله هاش که دنیا مفهوم و حرف داره ....

وقتی ای دل به چشمونه غزل خون میرسی خودت رو نگه دار

/ 1 نظر / 5 بازدید
راحله

سلاااااااااااااااااااااااااااااام گل دختر! چطوری عزیزم! تبریکم رو با کلی آرزوهای قشنگ و به قول خودت ملس زیر پوستی برات می فرستم!![هورا] باشد که امسال توفیق زیارت نصیبمان شود!![ماچ]