اول اسفند 1390

یه روزایی تجزیه و تحلیل رفتار یه سری از افراد برام سخت میشه مث امروز .... نمیدونم چی میشه ... گلی خوب چیزی بهم گفت ... گلی میگه برای هرکی به اندازه ای که باهات صافه برراش مهمی زمان بزار .... راست میگه نباید زیاد خودم رو وقف کنم ....

** بعد شرکت میرم برای مامان تاپ بخرم برای کت و دامنش .... هوا خیلی سرده خوشحالم حداقل دارم میرم دنبال خرید مامان ولی خب فکرم رو هنوز اون ناراحتی صبح مشغول کرده ...

** احتمالن برای آخــــر هفته یه فان داریم خونه یکی از بچه ها و شایـــدم شب بخوابیم اونجا .... امیدوارم که حتمن بشــــه که خیلی دلم اینطور جمعی رو میخواد ....

** شب تو تاکسی یه آقایی کنارم بود به اونی که بهش زنگ زده بود گفت مراقبت خودت باش .... یاد ملس بودن این جمله تو قبل ترها افتاددددم .....

/ 0 نظر / 2 بازدید