شنبه 28 آبان 90

 هوا خیلی عالی بود صبح ... طبق مطالب کتابی که دارم میخونم تموم هوای پاک رو میدادم توی ریه هام و تو بازدم خدا رو بابت ریزترین داشته هام شکر میکردم

** یادم اومد تو دوران فوق برای خودم جشن شکرگذاری داشتم و چقدر اون روزا شاد بودم ...

** بک گراند کامپیوتر شرکتم رو یه تصویر میزارم از جزایر * .... حس خوبی دارم از دیدن این تصویر و ته دلم یه آرزوی زیرپوستی یه سفــر دونفره و آرزویی که از دلم رد میشه و میدونم خدا شنیده

** میبینم خیلی وقته از یه دوست بی خبرم ... بهش زنگ میزنم ... نمیدونم خستس یا حس صحبت با من رو نداشت ... میگه کی میرین خواستگاری؟ به شوخی میگم  پنج شنبه .... قطع که میکنیم اس ام اس میزنم میگم شوخی بود چه زود باور کردی .... جوابی که میده برام عجیبه حس خوبی از جواب نداشتم .... دوست نداشتم بگه کم مونده بود سکته بزنم بابت شانس اون دختر .... دارم فکر میکنم میشد از یه دریچه دیگه نگاه کنه بگه خب خدا رو شکر مشکلات غزال هم داره حل میشه ....

** نمیدونم ولی این روزا دارم خیلی زیاد روی خودم روی افکارم روی حساسیتم رو اونایی که دوستشون دارم کار میکنم .... راحت ترم .... سعی میکنم تا حد ممکن به منفی ها فکر نکنم ....

** امروز 4 ساعت تو طول روز حین کار فایل زبان گوش کردم و راضی هستم .... حس میکنم برای ذهنم حسابی داره این مسئله تداعی میشه

** امروز داشتم فک میکردم یه روزایی یه افرادی برامون خیلی مهم هستن .... یه روزایی فک میکردم شاید نشه بدون اون شخص نفس کشید ولی باید تحمل کرد به قول آلاله این نیز بگذرد .... حالا این روزا دارم میبینم میشه گذشت .... یاد حرف آلاله هستم اینکه میگفت بخواهی میتونی فقط کافیه چشمت رو به دور و برت باز کنی .... حالا باز کردم و راضیم .................

جمله روز : اکنون عشق الهی به بهترین نحو ممکن مشغول امورم است تا به بهترین نحو ممکن آنها را به انجام برساند

***** پست قبل نشون داد چقدر خواننده خاموش دارم ... رمز رو تنها به دوستایی دادم که همیشه همراهم هستن !!!یول

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
ساناز

عزیزم روزهای خوب همراه با آرامش برات آرزو می‌کنم[گل]

مهر

به خاطر عنوان پست قبلیت بود که خواننده های خاموشت رو شدن حسابی کشته مرده داریا شیطون

لیلا

سلام شیرین گلم دلم برات ی ذره شده باور کن هنوز نشد تهران بیام ی عالمه کار سرم ریخته با این حرف آلاله موافقم این نیز بگذرد همه میچی میگذره حتی سخت ترین لحظات اما پدر آدم در میاد اما توی گل من خدا رو داری و خدا موجود نازنینی مثل تو رو تنها نمیذاره منو ببخش دیر بهت سر می زنم ولی باور کن تو همیشه اولین کسی هستی که وبش رو باز می کنم همیشه اولینی باور کن

غزل

سلام غزال جون جند بار اومدم جواب پیغامت رو بدم هی هر دفعه لپ تاپم یه بازی در اورده الان هم با مال همسرم هستم..ببین مرسی از رمز ..خداروشکر که الان دوباره داری می نویسی ..من رمزم مثل سابق هست تغییر نکرده همون 2589 هستش ..اون خبر خوش هم که نوشتی از نظر بچه ها متوجه شدی خبر بورسم هست ..خداروشکر اونها من رو برای بورس قبول کردند هر چند که هنوز خیلییییی مشکلات سر راهم هست که اعصابم رو به هم میریزه ولی واقعا به خاطر درست شدنش خدا روشکر کردم ..مواظب خودت باش ..بوس

آناهیت

سلام غزال جونم...سلام عزیزم...امیدوارم حالت خوب باشه...منو یادت میاد؟[خجالت] اگه بدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود...این چند وقته تو تحریم اینترنت بودم...خیلی اعتیادم بهش شدید شده بود یه جور وابستگی روانی...چند روزه دوباره نتم رو برقرار کردم و اولین وبلاگی رو که باز کردم وبلاگ تو بود... امیدوارم همه چی خوب پیش بره کلی مطلب هست که باید بخونم[زبان] بازم بهت سر میزنم عزیزم میبوسمت روزهات شاد دوست خوبم