17 فروردین - 30

صبح اولین نفر بودم میرسم شرکت ... از دیروز که به جواب رسیدم و از همه همکارا تو این بخشه کار جلو هستم حسه خوبی دارم ... علیرغم تموم خستگی هاش علیرغم اینکه کار واقعن زندگی شخصیم رو تحته تاثیر قرارداده و علیرغم تموم دست دردهام ....

ایمیلم رو که باز میکنم .... میبینم دوتا آفـــ دارم ... دلم میخواد جواب بدم شعــــار تا کـــــــــی ؟ نمیدونم حسم از این پیامها چی بود ؟!!!!

** این روزا یادگیری یه ســری حرکتها برام خیلی حیاتی است ... فکرم رو اینم مشغول کرده زنگ میزنم به مـــرجان و برای فردا هماهنگ میکنم ... کمی خیالم راحت میشه

** در راستای عدم فراموشیه زبان * میشینم برنامه آزانسه ازدواج رو نگاه میکنم بعدش فیلمه 20 سال بدونه عشـــــق ....

** میخواستم فردا برم با مــریم کوه .... به خاطره همون کالای دکوری مجبورم کنسل کنم ... حس میکنم کلافه هستم به حدی که دلم میخواد جیغ بزنم .... چرا همیشه من باید برای بقیه از خود گذشتگی کنم ، همه بگن جبران میکنیم ولی هیچ وقت زمانه جبران نمیرسه ... درست همون زمان که زمانه جبران هست شخصیت خودشون رو نشون میدن .... بی نهایت خسته و کلافم ....ولی باز تلنگر میزنم اشکال نداره جهنمه تمومه بی انصافای دنیا ... اشکال نداره میگذره ...

/ 6 نظر / 3 بازدید
ساناز

اشکال نداره اشکال نداره فقط قوی باش دوباره همه چیز روبراه می‌شه عزیزم[گل]

راحله

منم دلم از اون کلاسها می خواااااااااد![نیشخند]

راحله

آره میام من عاشق این کارم اونم از نوع ترکی اش!!![بغل]

رز

وا سلام.. خوبی... چه خبر دختر خوب... دیگه عسلویه نیومدی... من که میدونی دیگه عسلویه ام.. اومدی خبرم کن.. شمارمو که داری... راستی همش رمزی مینویسی منم نمیتونم بخونم... مواظب خودت باش.. شاد و پیروز باشی

راحله

واقعااااااااااااااااً؟؟؟؟ آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!!! آدرسش رو بهم بده می خوام رو دستت بلند شم!!![خنده]

راحله

من چرا نمی تونم برای پست های خصوصی ات نظر بذارم؟؟؟؟؟؟[سوال] مبارک باشه شیرین خانم! ایشالا برای خودت ولی یادت باشه 50 تا شاخه گل سفارش ندیاااااااااااا! گفتن دسته گل نه اینکه درخت!!![نیشخند] با اون دل پاک و مهربون خودت و پدرت مطمئنم راهی براشون ساخته می شه![ماچ]