تفکر مثبـــت و بازم پلان ....

به خاطر جو حاکم این روزا خواسته یا ناخواسته استرســم زیاده برای همین صبح که میخوام از خونه دربیام چشمم می افته به کتاب نیروی تفــکر مثبــت که تو کتابخونم هست .... تو ماشین میخونم یکی دوتا جملش خیلی بهم انرژی میده .... اینکه روح من و تو یکی هست و ....

سعی میکنم یه جمله های مثبت رو تکرار کنم میبینم تاثیرش خوبه حداقل استرسم فراموش میشـــه

این روزا چایی با طعم لیموی تازه رو خیلی دوست دارم خیلی لذیذه مژه .... بعدش تا دیروقت میشه کار و کار و کار ....

تازه صحبتای خیلی خصوصیمون با گــلی رو هم دوست داشتم درسته رنگ صحبت گلی کمی غمگینانه بود ولی جنس صمیمتش رو دوست داشتم ....

.

از شرکت که درمیاییم تا ونــــک مسیر یکی هست .... بازم صحبت از همون پلان و اینــا .... قیمت خونـــه .... اینکه اجاره رفت تا یه سال ..... اینکه یه سفر دو سه ساعته سریع بوده .... اون موتوری هایی که از پیاده رو میومدن و باید مواظب میبودم .... بی هوا قدم زدن رو دوست داشتممممم

.

تا میشینم تو تاکسی ام پی تریم رو روشن میکنم .... یه آهنگهای آرشیــو حسه جالبی داشت برام .... مثه آهنگ همـــه چی آرومــــــــــــــه ......

.

گل سالگرد ازدواج ... کیک خوشمـــزه با سه تا استکان چایی و .....

/ 3 نظر / 13 بازدید
پری

سلام غزال عزیزم.چطوری؟ خوبی؟ یه مدت هست که ازت بی خبرم. روزگار بر وفق مراد هست؟[ماچ]

ghazal

غزال این جوری مینویسی من هیچچ چی نمی فهمم :))[سوال][زبان]

لیلا

سلام عزیزم چه خبر تفکر مثبت خیلی خوبه. من عاشق چایی با لیمو عمانی هستم یک حس نوستالژیک بهم دست میده تابستونای شمال روی ایون با چای لیمویی چه حالی میدد. راستی اندیشه رفتی؟ چه خبرایپ؟