16 اسفـــــــــــند 1390

انگاری فعلنا باید تا یه مدت شونزدهم برام یاد ارو یه روز نحس باشـــه ....

** این روزا بینظم شدم خیلی دیرمیرسم شرکت .... هر روز با تاخیر

** آقای رئیس میگه میخوان بهت جایزه بدن .... کمی گلی رو تشویق میکنم پیگیره حقوقش باشه و باز میشم شیطون مژه .... حسه خوبیه بدونی مدیرت قبولت داره

** کار روی بحث جدید رو عملن شروع کردم نمیدونم یه حسه خوبه اینکه میبینم دارم تنهایی جلو میرم و فقط جاهایی که سوال دارم از پسرا میپرسم .... از خود راضی

** یه مقاله که در حد خیلی سریع روش وقت گذاشته بودم هفته قبل نامش اومد که اکسپت شده .... کلی شاد شدم

** پشت یه ماشین امروز جمله زیبایی دیدم نوشته بود

خدا به موقع میرســــــه

** این روزا حس میکنم یه چیزایی ریز داره جوونه میزنه .... میترسم ولی خب دلم تغییر میخواد .... ســعی میکنم به روئیدنش اصلن توجه نکنم اگه روزی به بار نشست فقط لذتش رو ببرم ولی خب یه روزایی تو هفته از این جوونه تازه روئیده خوشحالم شایدم بهتر باشه بگم بابتش حس انتظار دارم .....

روی تنه ســــردم جیکه جیـــکه بارون میباره

انگاری که با تو دارم میشــم عاشق دوباره

.............................

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
پری

امیدوارم همیشه پر باشی از حس های ناب..از این جوونه ها که به بار بشینه و لذتش رو ببری[قلب]

بلفی

[ماچ][قلب][گل] اینجا دوباره داره میشه مثل سابق پراز احساس خوب و کلی انرزی مثبت