آخــــرین یادداشت سالـــی که داره میرســـه به آخـــــــــــــــــر ...

حسه این روزای اخرم یه جوریه ... شایدم بتونم بگم دوستشون ندارم یه سری اتفاقایی من رو خیلی حساس کرد و نتیجش این شد که حتی حوصله بابا رو هم نداشتم و کماکان این حس هس هر چند میگم به خودم بی خیالش ولی خب یه چیزایی از درون اذیتم میکنه ...

گذشته از اینا تا دیروز که رفتم سرکار ... شنبه داشتم میرفتم شرکت تو مسیر داشتم تو دلم با خدا صحبت میکردم اینکه اون نشونه رو فقط خودش میتونه برام مهیا کنه ... میرم شرکت .... ماهرخ ایمیل زده توش صحبتی شده از بیتا و .... نمیدونم یه جوری میشم اینکه میبینم شاید در حده حرف باشه ولی باز یه روزنه هست برام ....

بقیش هم اتفاقای معمولی بود ... صحبتای عضوه جدید ... حاشیه هاش .... جمعه که خودمون بودیم بدون مزاحم کلی حسه آرامش داشتم ...

همش انگاری میدونستم بشه دمه عید پیام دارم ... ولی دیگه برام مهم نبود ... تا درست سره ظهر تو گیرو درا خونه تمیز کردنم دیدم اس ام اس اومد متنش شبیه پارسالی بود ... خوندم و موبایل رو گذاشتم سرجاش .... انگاری فک کرده بود نرسیده یکی دیگه بعد ده مین فرستاد ولی بازم برای من فرقی نداشت .... دلم نمیخواد دوباره از یه خاکستر بخوام یه درخت سرسبز رشد بدم .... شاید دیر انسان ها بفمن اونایی که از دست میدن  چقدر براشون ارزش داشتن ....

سال 90 سال پر فراز و نشیبی بود ... خدایا شکرت الان جدا از حسای درونیم بقیه رو راضی هستم .... بقیش رو هم میسپارم به خودت

تو سالی که گذشت شاید مهم ترینش تو زندگی شخصیم بحثای کاریم بود ... دوستییی که براش خیلی باره فکری گذاشته بودم ولی خب ..... یه دوستی دیگه که اونم خیلی تو زرد از آب دراومد البته بازم خوشحالم که بیشتر وقت صرف این دوستی نکردم خوشحالم شناختم انسانهایی که تظاهر براشون اولویته اینکه باهات تا زمانی هستن که نیازاشون رو کاور کنی .... همیشه به ماهرخ میگم این تیریپ افراد بی خاصیت زودتر کات شن بهتره اینطوری حداقل دلم به یه مجازی به عنوان دوست خوش نیست .... درسته تلخ بود ولی برای درس بزرگی بودددد ....

تو روزای اخر سال تشویق شدم تقدیـــرنامه گرفتم ... جایزه گرفتم ....

یه اتفاق خوبه دیگه این بود که مشکلی که حلش رو به هیچ وجه تصور نمیکردم حل شد خدا حلش کرد .... حالا هر وقت ناامید میشم از این روزگار یاده این می افتم مشکلی رو که تصوره حلش رو هم نداشتم حل کرد خدا پس باید امیدوار بود و چشم انتظاره این حادثه خوب ....

وقتی خستگیم در بره میخوام خواسته های ساله 91 رو باز مثله سالای قبل بنویسم .... چند روز قبل داشتم ماله ساله قبل رو میخوندم دیدم خب یه سری هاش براورده نشدن رنگشون قرمز میشه .... امیدوارم امسال تموم خواسته های قلبیم براورده شه ... اینکه همه خواسته های دوستام براورده شه

 

/ 0 نظر / 4 بازدید